تبلیغات
مطالب طنز و متون فرهیخته وار - فروغ فرخزاد

هر فرهیخته ای می تونه رفتار گوسفند وار از خودش نشون بده


نویسنده :raha
تاریخ:دوشنبه 10 مهر 1391-06:28 ب.ظ

فروغ فرخزاد

اینم پست دوم.اگر کسی شعرخاصی از فروغ مدنظرشه بگه براش همون رو براش بزارم.

حلقه!!!

دخترک خنده کنان گفت که چیست

راز این حلقه ی زر

راز این حلقه که انگشت مرا

این چنین سخت گرفته است به بر

 

راز این حلقه که در چهره ی او

این همه تابش و رخشندگی است

مرد حیران شد وگفت:

((حلقه ی خوشبختی ست،حلقه ی زندگی است!))

 

 

همه گفتند:((مبارک باشد!))

دخترک گفت:((دریغاکه مرا

باز در معنی ان شک باشد.))

سالها رفت وشبی

 

زنی افسرده نظر کرد بر ان حلقه ی زر

دید در نقش فروزنده ی او

روزهایی که به امید وفای شوهر

به هدر رفت،هدر

 

زن پریشان شد ونالید که وای

وای،این حلقه که در چهره ی او

بازهم تابش و رخشندگی است

حلقه ی بردگی و بندگی است!!!

 

                                                  بهار 1334




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اشعار فروغ فرخزاد 

سامان
سه شنبه 11 مهر 1391 10:30 ق.ظ
(این همان شعری از فزوغ فرخزاد است که نام وی را از لیست کتاب شاعران معاصر حذف کرد

فقط یک شعر برای اعتبار یک شاعر کافی‌ است:)


بر روی ما نگاه خدا خنده می زند،
هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم.
زیرا چو زاهدان سیه كار خرقه پوش،
پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم

پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود،
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا.
نام خدا نبردن از آن به كه زیر لب،
بهر فریب خلق بگوئی خدا خدا.
ما را چه غم كه شیخ شبی در میان جمع،
بر رویمان ببست به شادی در بهشت.
او می گشاید … او كه به لطف و صفای خویش،
گوئی كه خاك طینت ما را ز غم سرشت.
توفان طعنه، خنده ی ما را ز لب نشست،
كوهیم و در میانه ی دریا نشسته ایم.
چون سینه جای گوهر یكتای راستیست،
زین رو بموج حادثه تنها نشسته ایم.
مائیم … ما كه طعنه زاهد شنیده ایم،
مائیم … ما كه جامه تقوی دریده ایم؛
زیرا درون جامه بجز پیكر فریب،
زین هادیان راه حقیقت، ندیده ایم!
آن آتشی كه در دل ما شعله می كشید،
گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود؛
دیگر بما كه سوخته ایم از شرار عشق،
نام گناهكاره رسوا! نداده بود.
بگذار تا به طعنه بگویند مردمان،
در گوش هم حكایت عشق مدام! ما.
“هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما”



















پاسخ raha : ممنون من این شعر رو نشنیده بودم!!!!
آفتابگردون
سه شنبه 11 مهر 1391 10:21 ق.ظ
...آری، آغاز، دوست داشتن است

گرچه پایان راه نا پیداست

من به پایان دگر نیندیشم

كه همین دوست داشتن زیباست...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.